تبليغاتX
مندیر بهارون

مسیر کوچ همه ساله ایل میوند از شمال خوزستان به جنوب استان لرستان و بر عکس می باشد . در این بین هر یک از طوایف ایل مسیری مشخص از مایملک خود را آغاز و کم کم وارد راه های اصلی می شوند در اواسط مسیر و تقریبا در بین دو استان ایلات وارد یک شاهراه به نام مال ره می شوند. که این راه از سرچشمه رودخانه دز به نام آب کول عبور میکند شدت و قدرت این آب به حدی می باشد که دام و حشامی نمی تواند از درون آب عبور کند .

پلی معرف به پل کول از دوران های قدیم در این مسیر قرار دارد که بارها خراب وبازسازی شده این پل از هفت ستون که به اصطلاح محلی به آنها طاق گفته می شود تشکیل شده که طاق وسط معرف به طاق جنگی می باشد بین این طاق ها را به وسیله تیره های چوبی پل میبندند در بهار تمام طاق ها باید بسته شود ولی در پاییز به دلیل پایین آمدن سطح آب فقط بین طاق جنگی و یکی دیگر از طاق ها را در سطح پایین تری  پل می بندند این گونه پل به دلیل استحکام کم چوب با کمترین بارندگی شکسته می شود این کار باعث مشقت زیادی برای ایل می شود .

 در اواخر دوران پهلوی خوانین میوند با در خواست های مکرر از حکومت آنها را وادار کردند تا پل را باز سازی کند  تیرآهنهایی را به وسیله هلی کوپتر برای ساخت پل به منطقه فرستاده شد , ولی پس از این عمل حکومت آنها را تنها گذاشت .  پس سه تن از سران ایل به نام های کدخدا نریمان گلابی از طایفه هیودی , کدخدا اسد خان غالبی از طایفه حاجیوند و کدخدا علی جان حیدری از طایفه عیسوند با همت فراوان و با کمک سایر مردمان ایل  توانستند پل را بسازند و برای نزدیک به بیست سال  طوایف میوند را از ساخت مشقت بار و همه ساله پل رهایی بخشند .

این عمل آن چنان باعث شادی عشایر منطقه گردید که نام این سه شیرمرد برای همیشه در بین ایل میوند جاودانه گردید در زیر به چند بیت از شعری که هر چند دارای وزن و قافیه مناسبی نمی باشد ولی سروده یکی از عشایر پاک دل در وصف این شیر مردان به زبان فارسی اشاره میکنم:

 

شجاعت نمودند سه مرد دلیر          چو رستم و سهراب و رهام شیر

حسد خان و نریمان و علی جان          نکرد کس چنین کار خیر در جهان

بر آنها  درود  خداوند  باد              تا ابد نام نیکشان بماند به یاد

پل ببستند در این کار سخت             رژیم شهنشاه نگون گشته بخت

سه شیر مردان بیدار بخت            پل کول بختیاری را ببستند سخت

سه شیر ازطوایف ایل میوند         هیودی و حاجیوند و عیسوند

 

 ولی متاسفانه در سالهای اخیر این پل به دلیل سیلاب های زیاد یک بار دیگر تخریب شده و همت بزرگان ایل ومسولین مملکتی را می طلبد .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 6:27 توسط مجتبی هیودی |

همراه صبح دم ایل از چلون بار کرده و از ارتفاعات چلون به سمت پایین حرکت می کند و تا نزدیکی ظهر به منطقه ای به نام نودر( ( nooder می رسد در این منطقه مال بار می اندازد و استراحت کوتاهی می کند و بعد از خوردن نهار و نوشیدن چای برای رفع خستگی, برای اینکه زیاد در مسیر نماند دوباره بار کرده وتا نزدیکی پل کول جلو می رود و این منطقه نامش تلاو( telaov ) می باشد سختی ها از اینجا شروع می شوند .

در این منطقه مال کدخدای ایل جلوتر از همه بار انداخته و مال های دیگر به ترتیب پشت سر او بار می اندازند شب را در این منطقه به سر می برند . در اینجا باید ایل از رود بزرگی به نام او کول(aov kol) بگذرد بر روی این رود پلی قرار دارد که همه ساله به دلیل طغیان رودخانه این پل خراب می شود و باید آن را باز سازی کرد . قصد ندارم در این جا توضیح بیشتری در مورد این پل بدهم و انشالله پست بعد را به این پل اختصاص خواهم داد.

صبح روز بعد اگر که پل آماده باشد که به ترتیب از روی پل رد می شوندو شب را در میان کوه می گذرانند ولی اگر پل آماده نباشد و مشکلی داشته باشد مردان ایل جمع می شوند و پل را باز سازی می کنند و سپس از روی آن رد می شوند .

در سه,چهار سال اخیر یک گرگر(gargar) بر روی پل احداث شده و افرادی که متصدی آن هستند در قبال دریافت وجه و یا گوسفند به تناسب تعداد گوسفندان ایل را به ترتیب از روی آب رد می کنند و این کار بیشتر درفصل بهار به دلیل طغیان بیش از حد رود رایج است . خیلی دوست داشتم از این محل عکسی به شما نشان دهم عکس ها را نیز پیدا کرده ام ولی به دلیل مشکلاتی نمی توانم آنها نمایش دهم و این کار را به بعد از مطالب کوچ موکول می کنم. عکس زیر از : www.mismycity.com می باشد که دیدن آن خالی از لطف و خارج از مو ضوع نمی باشد.

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:33 توسط مجتبی هیودی |

............

صبح روز دوم مال از منطقه پانسار بار کرده  و به راه خود ادامه می دهد و پس از گذشتن از منطقه ای به نام گچ (gach)  شب را در پای کوه سالن سر می کنند. به این منطقه پا ره (pa rah)  میگویند . فردا از این منطقه نیز بار کرده  و به بالای کوه سالن می رسند.

 مسیر پای کوه تا بالای کوه به دلیل ارتفاع  و شیب زیاد باید به صورت زیک زاک طی شود و در اثر گذشت زمان مسیری به همین حالت به نام مال ره به وجود آمده  که در چند سال اخیر با همت مسولین جاده ای در این منطقه احداث شده و از روی مسیر کوچ به بالای سالن می رود. البته این جاده برای امامزاده ای به نام احمد فداله احداث گردیده وعشایر در هنگام کوچ از آن استفاده می کنند.

شب را در منطقه سالن می گذرانند و قبل از طلوع خورشید بیدار می شوند و بار می کنند و به راه خود ادامه می دهند. در بین این منزل هایی که می آیند اتفاقات زیادی می افتد از جمله افتادن بار حیوان که باید دوباره آن را بار کرد و خسته شدن گوسفندان ضعیف و از پا افتادن آنها در سر بالایی هایی همچون کوه های بلند سالن در این مواقع چوپان گله این گوسفند را بر دوش نهاده و از کوه بالا می آورد و همزمان گله را نیز هدایت می کند .

بعد از طی مسیری مال به منطقه ای به نام چلون (chelon) میرسند و در این منطقه بار می اندازند تا  گله نیز از راه برسد و باز هم شب از راه می رسد شب هایی که شیرین است و پر خاطره . پیر و جوان تا پاسی از شب به دور آتشی جمع می شوند و به گفتن خاطرات و داستان های گذشته می پردازند تا هم مواظب گله باشند و هم خستگی راه را از تن به در کنند و نیمه های شب با وجود اینکه صحبت گل انداخته ولی ادامه صحبت را برای شب بعد می گذارند و به نوبت کشک می دهند و بقیه می خوابند و سکوت شب همه جه را فرا می گیرد.........

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:21 توسط مجتبی هیودی |

قبل از اینکه به شروع کوچ طایفه هیودی و شرح مسیر و وقایع آن بپردازیم سه اصطلاح است که در زمان کوچ تعریفی خاص به خود می گیرد و لازم می دانم توضیح کوتاهی در مورد آنها بدهم .

1-    مال : به مجموع چند خانوار که معمولا برادر و تاته زا ( عمو زاده ) هستند و هنگام کوچ وسایل و گله های آنها با هم حرکت می کنند مال می گویند . و معمولا به نام بزرگ آن چند خانوار خوانده می شود .

2-    ایل : به مجموع چندین مال که از یک طایفه می باشند و مسیر کوچ را همراه هم طی می کنند  ایل گفته می شود . در مسیر اگر مشکلی برای یکی از مال ها پیش بیاید تمام ایل به کمک او خواهد شتافت . ایل نیز به نام طایفه خوانده می شود .

3-    منزل : مسیر که مال می پیماید تا جایی که حیوانات و گله خسته می شوند و مال بار می اندازد

واما شروع کوچ

قبل از طلوع آفتاب روز اول کوچ مال بار می کند , وسایل خود را بر روی حیوانات گذاشته و اسب را زین می کنند . بزرگ مال سوار بر اسب به جلوی مال حرکت می کند , معمولا پسر بزرگ خانواده مسئول حرکت حیواناتی است که مال بر آنها بار شده و چوپانان نیز گله را حرکت داده و از اولین منزل که کوه سگریان ( segerian ) حرکت می کند .

مال معمولا جلوتر از گله می رود و تا ظهر به حرکت خود ادامه داده تا به نزدیکی منطقه ای به نام پانسارpanesar)) می رسد و در آنجا اطراق می کند . نهاری می خورند و استراحتی می کنند و گله ها نیز آرام آرام از راه می رسند .

شب را در این منطقه می مانند و چون دیگر از منطقه اصلی خود خارج شده اند شب را تا صبح نوبتی بیدار می مانند و به اصطلاح محلی کشک (keshek) می دهند تا دزدان و راهزنانی که همزمان در در گردنه ها و کمین گاه ها همراه ایل هستند به آنها ضرر و صدمه ای وارد نکنند ویا به زبان محلی خفتی  به ایل ندهند .

 Image hosting by TinyPic

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 1:26 توسط مجتبی هیودی |

در میان بختیاری ها  از پور شور ترین کارها در زندگی ایلی کوچ ایل می باشد و با تمام رنج و مشقتی که دارد در عین حال برای عشایر دارای جذابیت های زیادی است . معمولا در اواسط فصل بهار بختیاری ها از مناطق گرمسیر کم کم خود را آماده کوچ به مناطق ییلاقی می کنند. عشایر طایفه هیودی نیز از این دایره خارج نیستند.

چند روز قبل از کوچ ایل حال و هوای دیگر دارد و هر کس مشغول آماده کردن وسایل مورد نیاز خود برای کوچ است .

شبی که فردای آن قرار است ایل حرکت کند مقداری آذوقه به اندازه نیاز جمع آوری می کنند و حیوانات آماده و دام خود را سر شماری می کنند تا فردا دچار مشکلی نشوند. در آن شب جوانان از شور و نشاط فردا تا صبح بیدار مانده وآتشی بزرگ بر افراشته, از آمال و آرزو های خود  و از حوادثی که در انتظار آنهاست صحبت می کنند. مردان و زنان نیز جداگانه برای خود مشغول صحبتند .

و به امید فردا و حوادث آن .......................

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 1:54 توسط مجتبی هیودی |