تبليغاتX
مندیر بهارون

           
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

به دليل بالا رفتن بيش از حد ميزان كرايه حمل و نقل، تعداد قابل ملاحضه اي از عشاير ميوند بختياري بازگشتي دوباره به كوچ مال رو داشتند.

بنا به اظهار آگاهان محلي حدود 15درصد از عشاير ميوند بختياري كه همه ساله، كوچ پاييزه را به وسيله ماشين انجام مي دادند؛ امسال به دليل عدم توانايي پرداخت كرايه ماشين بازگشتي دوباره به كوچ مال رو داشتند.

اين در حالي است كه طي سه دهه گذشته با توجه به مشقات كوچ مال رو و تغيير شرايط اجتماعي_اقتصادي عشاير بختياري، كوچ ماشيني به مرور زمان جايگزين كوچ ذكر شده گرديد.

از جمله دلايل بالا رفتن نرخ كرايه از 150 هزارتومان در پاييز گذشته به 250هزار تومان، سهميه بندي بنزين و بالا رفتن حجم حمل و نقل ماشين هاي ديزلي بيان شد.

گفتني است كوچ پاييزه عشاير ميوند بختياري حدود 20روز به طول مي انجامد و طي اين مدت عشاير ميوند پس از گذشتن از ميان كوه به حوالي شهرستان دزفول عزيمت مي كنند.

زمين هاي ييلاقي عشاير ميوند بختياري در جنوب استان لرستان و گرمسير اين عشاير در شمال شهرستان دزفول مي باشد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 1:16 توسط مجتبی هیودی |

           
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

مجموعه شعر آواي كوچ ايل اثر استاد جلال اسفندياري غريبوند

 

كهكشان عشق

دوار! اي انبوه مدار!

ستارگانت را كس نتوانست شمرد

در بي انتها كهكشان عشق و

بي شمار آسمانهايش

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

اين مجموعه با تيراژ 2000 جلد در سال 1383 توسط انتشارات موسسه فرهنگي ايات به چاپ رسيد.

نويسنده اين اثر در مجموعه شعر آواي كوچ ايل چنين مي نويسد: با آواي كوچ ايل از آسمان بي نهايت عشق بختياري سخن گفته ايم و .......

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:53 توسط مجتبی هیودی |

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

صحو امروزه كه ديروز تي وه رهس بيدي

برگردان فارسي: فردا همان امروزي است كه ديروز منتظرش بودي

بختياري ها اين ضرب المثل را براي بيان اهميت زمان به كار مي برند. اين ضرب المثل بيشتر افرادي را خطاب قرار مي دهد كه براي انجام كاري امروز و فردا مي كنند و كنايه از اين است كه شخصي زمان را به بطالت سپري نكند.

 

گئره زه پيري گله اي نيبوه

برگردان فارسي: سگي كه پير شد ديگه نمي تونه ياد بگيره گله رو همراهي كنه

اين ضرب المثل بيشتر در ميان مردم ميوند به كار مي رود و اهميت آموزش در دوران كودكي و جواني را گوش زد مي كند. بختياري ها اين ضرب المثل را هنگامي به كار مي برند كه شخصي مشغول يادگيري كاري باشد كه از او گذشته و نمي تواند آن عمل را ياد بگيرد و در صورت فراگيري نيز براي آن شخص كاربري زيادي نمي تواند داشته باشد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 23:23 توسط مجتبی هیودی |

 

عكس اول در تابستان 1382 از شاهزاده احمد و عكس دوم در تابستان امسال از محمد بن حسن گرفته شد. شاهزاده احمد در منطقه لرستان فيلي واقع شده و بختياري ها بالاخص طايفه هيودي اعتقاد خاصي به اين امامزاده دارند. همچنين محمد بن حسن ( ممدحسه) در منطقه ذلكي واقع شده است........

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

   پ.ن: بختياري ها اعتقاد خاصي نسبت به مكان هاي مذهبي بالاخص امامزادگان دارند

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:48 توسط مجتبی هیودی |

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

جون خوم وا تپه تيلون همه قربون علي

كاش او دوره مو بيدم زه سوارون علي

ايكنه شك كه البرز به پاداري خوس

تا به گوشس ايرسه همت و پيمون علي

راستس بخوي، شو معراج رسول مختار

به منه عرش خدا بيد هو مهمون علي

اشكر كفر و ستم تش منه دنيا اي زيد

ار كه نيبرد همنه سيل خروشون علي

دي احمد به خدا تا به ابد محكم مند

تا كه زي دست امامت به سر شون علي

اسو كه روح بلدس به خداوند رسيد

غير نون كوله نجستن منه همبون علي

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 23:59 توسط مجتبی هیودی |

           
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

استغفر الله ربي و اتوب اليه

اللهم العن قتله امير المومنين

 

الهم اني اسئلك باسمك يا خالق يا رازق

 يا ناطق و يا صادق

يا فالق يا فارق

 يا فاتق يا راتق

يا سابق يا سامق

سبحانك يا لا اله الا انت

الغوث الغوث

خلصنا من النار يا رب

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:26 توسط مجتبی هیودی |

           
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

گگته روز تنگ بشناس، دشمنته روز خوش

برگردان فارسي: دوست رو توي سختي بشناس، دشمن توي شادي هات

بختياري ها اين ضرب المثل در مورد شناختن افراد به كار مي برند. و كنايه از اين است كه در روز سختي و هنگام رويارويي با مشكلات كسي كه به داد فرد مي رسد همان دوست است و كسي كه از شادي فرد ناراحت مي شود دشمن اوست.

 

 

زه پيش خوش و زه پشت تش

برگردان فارسي: رودرو خودشيريني مي كنه و پشت سر بدگويي

بختياري ها اين ضرب المثل را بيشتر در مورد افراد دورو و خائن به كار مي برند و منظور اين كه شخص مورد نظر هنگامي كه رودروي انسان قرار مي گيرد پروع به چاپلوسي و خودشيريني مي كند و هنگامي كه چشم انسان را دور مي بيند شروع به بد گويي و غيبت مي كند.

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:47 توسط مجتبی هیودی |

           
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى

عكس زير لامردون يك مال بختياري را نشان مي دهد

 

Image hosted by allyoucanupload.com

عكس دوم زه جناب محسن رحيمي نويسنده وبلاگ دوار كه لطف كردنه و اي عكسنه در اختيار بنده قرار دادن

Image hosted by allyoucanupload.com 

پ.ن: عكس اول از يك وارگه تابستانه است و عكس دوم مربوط به يك وارگه زمستانه « زمسو جا»مي باشد . بختياري ها معمولا وارگه زمستاني كه مربوط به فصل سرد سال است را با چينه اي از سنگ محفوظ مي كنند تا در باد و باران سياه چادر آنها كمتر دچار گزند شود . و با شروع گرما وارگه را عوض مي كنند چون همانطور كه ذكر گرديد وارگه زمستانه در جايي قرار دارد كه باد كمتري مي وزد و همين عامل موجب گرماي دو چندان وارگه مي شود.

 

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 21:49 توسط مجتبی هیودی |

          
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

چــرا تــا وا يكــيم هــي تـارتاريم

به يك جا جمع و فرسخ بي شماريم

ايــــر خـوشيم چرا وا يك غـريويم

بـه خـاكـي آشـنا بـيـگونه واريـم

 

*************

 

اير چه دستم از دستت به ديره

زت ايخواستم دلامون يك بگيره

كموتر گل گرهد وا گـله بـازي

نديدم هيچ لري سي لر بميره

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:11 توسط مجتبی هیودی |

 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

ايل ميوند(ممي وند) يك باب از چهارلنگ بختياري است كه به پنج شاخه پولادوند، حاجيوند، عيسوند، بساك و عبدال وند  تقسيم مي شود. طايفه هيودي از طوايف پولادوند است كه با توجه به اسكان ديگر طوايف پولادند(سالاروند، كراوند، خانه قائد، خانه جمالي) در مناسبات ايلي و محلي جايگزين پولادوند گرديده است.

محدوده سرزميني ايل ميوند در جنوب غربي ايران و در امتداد رشته كوه زاگرس واقع؛ و به لحاظ تقسيمات كشوري، بين دو استان خوزستان و لرستان تقسيم شده است. محدوده جنوبي اين قلمرو از منطقه سبيلي شهرستان دزفول شروع مي شود.

در غرب ميوند، طوايف لرستان فيلي زندگي مي كنند و به همين جهت اشتراكات فرهنگي ايل ميوند با طوايف لرستان فيلي بيشتر از ساير بختياري هاست. رودخانه دز تعيين كننده محدوده لرستان فيلي و ايل ميوند است.

در شمال قلمرو ايل ميوند شهرهاي درود، ازنا و اليگودرز قرار دارند؛ همچنين در شرق ميوند ايل زلكي يكي ديگر از طوايف بختياري قرار دارد.

چنانچه گفته شد شهرهاي دزفول و انديمشك در گرمسير و شهرهاي درود، ازنا و اليگودرز در سردسير اين ايل قرار دارند و به همين جهت بيشترين جمعيت اسكان يافته ميوند، در شهرهاي ياد شده سكونت دارند.

ادامه دارد ........

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21:2 توسط مجتبی هیودی |

          
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

نكاري كه نكاري كه نكاري .....

 

خان بسي شوم رهد ور هونه يكي زه رييتونس (reyatones) . رييت هم كه بسي شوم او نيشك nishk)) ( عدس ) داشت ، سرفهنه كشيد و دس به سينه او نيشك نهاد تي خان .

خان كه ته ايسه او نيشك نيد بي يه لولو كرد ديد تومس خيلي خوه گود كه هي اسمسس چيده ؛ رييت گود آقا اسمسس او نيشكه . گود چطور وا بخوريس گود : ايما كه دنو نداريم تليت ايكنيم منس و اخوريم . خان هم تليت كرد و مشغول خوردن ويد ......

كاسه اول كه تموم كرد گود اير زه اي او نيشك داري زنو هم وار سيم . يه كاسه گهپ دئره اورد و خان مشغول خوردن ويد ....

خان وا خوس گود چني تومس خوه بل ونرم ( ببينم )  امسال چني نيشك گيرم ايا . وه رييت گود : امسال چني زه رييتو نيشك كاشتن ، جواوس داد كه خيلي نكاشتنه ، هي مو تهنا يه تيكه كاشتم وي ....

خان كه كاسه دينينه هم تموم كرد بي  ، جا داد ور او نيشك هر چه ترس زس خورد و پوز نهاد ور باقيس تا ته ورشنيدس (voreshnides) ( سر كشيد ) و ري كرد و رييت خدا زده و گود : زه ايسه وا دينا وه همه رييتو ايوي غئر زه نيشك چيه نكارين .......

خان ورساد و رهد ور هونس كه بخوفته ...... نصف شو دير زه جو يه دل پيچه يرد ، تا خونه جمع و جور كرد و جس ور در كار زه كار گدشت وي و خان خونه خراو كرد ..... سر ته درد نارم تا خود صو خان حالس وا سر جا نود و ره ولس نكرد . صو زي فرشناد وه دين رييتكه اود :

گود بس : در هونت زنس وه خره اينكه كه ديشه دادي وم اسمس چه ويد . گود : خان اسمس او نيشك وي . خان گود ، سرامال رده ديشه هوشم وه جا نويد : ده نيشك نكاري كه نكاري كه نكاري ........

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 22:56 توسط مجتبی هیودی |

مسعود بختیاری

Image and video hosting by TinyPic


 


برای دانلود کلیک راست کنید و گزینه save traget as را انتخاب کنید


دی بالال                          تی به ره         


 

غریوی                            شوخی 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 23:7 توسط مجتبی هیودی |

 

          
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ

 

خره خاستن وه ميلس دس نهاد وا گريوه گود ايسه يا او ني يا هيمه

برگردان فارسي: خر رو دعوت كردند، شروع كرد به گريه كردن و گفت حالا يا آب كمه يا هيزم

بختياري ها اين ضرب المثل را بيشتر در مورد افرادي به كار مي برند كه از آنها فقط براي انجام كارها استفاده مي شود و بس. اين ضرب المثل كنايه از بي اهميت بودن حضور شخص در يك مجلس است و اينكه شخصي را سياهي لشكر و حمال جلوه مي دهد.  

 

 

گاميش كرديه وكيل كهدون

برگردان فارسي: گاوميش را مسئول كاهدون كردي

معادل: گوشت را به دست گربه دادن

اين ضرب المثل را بيشتر در هنگامي به كار مي برند كه شخصي زمام كار را به افراد طمع كار و سود جو  بسپارد. همچنين اين ضرب المثل كنايه از نالايق بودن شخص مسول است.

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:12 توسط مجتبی هیودی |