تبليغاتX
مندیر بهارون

 

 

رييس سازمان امور عشاير كشور از برگزاري سرشماري سراسري عشاير در تير ماه امسال در كشور خبر داد.

"جهانشاه صديق" روز سه‌شنبه در ديدار با استاندار سمنان افزود: سرشماري عشاير كوچنده توسط مركز آمار ايران با همكاري سازمان امور عشاير برگزار مي‌شود.

وي با اعلام آمادگي براي دادن نيرو و امكانات براي اجراي اين سرشماري گفت: در اين طرح اطلاعاتي شامل تعداد عشاير، تعداد دام در اختيار، نوع فعاليت، درآمد، هزينه،تعداد دام، ميزان توليد و عوامل ديگر جمع‌آوري مي‌شود.

وي شمار خانوارهاي عشاير ايران را ۲۰۰هزار خانوار اعلام كرد و گفت: در سه برنامه گذشته ۴۸هزار خانوار تحت پوشش طرح اسكان قرار گرفته‌اند.

وي گفت:در برنامه چهارم نيز قرار است ۱۰۰خانوار عشاير اسكان يابند كه اين امر نيازمند كار سخت و برنامه‌ريزي است.

صديق، ايجاد اشتغال جديد، تبديل دامداري به دامپروري ،رونق زراعت و اشتغالزايي را از برنامه‌هاي اين سازمان در مورد ساماندهي عشاير ذكر كرد و گفت: ايجاد زيرساختهاي لازم براي توليد و اسكان هر خانوار عشاير ۵۰۰ ميليون ريال سرمايه‌گذاري لازم دارد.

رييس سازمان امور عشاير كشور خواستار توجه بيشتر در استانها به عشاير و تامين اعتبارات لازم براي آنها شد.

 

 

به نقل از ايرنا

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 6:47 توسط مجتبی هیودی |

 

 

زندگی کوچ نشینی تلخ و شیرین است و عليرغم سختی هایی که دارد برای کوچ نشینان به صورت یک عادت در آمده، آنها خود را بدون کوچ به هیچ وجه نمی توانند تصور کنند. حتی عده زیادی از عشاير کوچ نشین که بنا به هر دلیلی نمی توانند به شیوه آبا و اجدادی خود (مال به ره) کوچ کنند هر ساله در بهار و پاییز به وسیله ماشین این کوچ را انجام می دهند. حال این سوال پیش می آید که آیا زندگی عشایری به این سبک و سیاق دوام خواهد داشت؟

جامعه شناسان معتقدند برای پی بردن به تداوم و استمرار یک شیوه زندگی و امرار معاش باید از زوایای مختلفی چون منابع مورد نیاز، عملکرد اقتصادی و در آمد، منزلت و جایگاه اجتماعی، نیروی انسانی و پيشينه تاريخي - فرهنگي به آن پرداخت. در مورد عشاير بختياري منابع مورد نياز و پيشينه تاريخي – فرهنگي، دو فاكتور مثبت و ساير عوامل مانعي براي استمرار زندگي عشايري هستند.

در اين بين مهم ترین و شاید اساسی ترین مسئله نیروی انسانی مورد نیاز برای انجام فعاليت هاي مربوطه است و نبودن این فاکتور به منزله حذف اين شیوه زندگی است؛ در مجال پيش آمده زندگی عشایری را از دیدگاه نیروی انسانی مورد بررسی قرار می دهیم.

میزان باسوادی يكي از عواملي است كه تاثير بسیار زیادی در شکل دهی به توازن نيروي انساني دارد. به طور كلي سواد باعث تحریک و ايجاد عواملي چون بالا رفتن سطح توقع از زندگي، تقاضاي منزلت اجتماعي بيشتر، كمرنگ تر شدن برخي از وابستگي هاي فرهنگي و ... در كل جامعه مي شود و جامعه عشايري نيز از اين قاعده مستثني نيست.

هر چه درصد با سوادي در بين عشاير بيشتر شود به تبع آن نيروي انساني كمتري براي ادامه زندگي عشايري باقي مي ماند. آمارها صحت نسبی این مدعا را نشان می دهند.

براي روشن تر شدن قضيه به بررسي ميزان سواد در بين عشاير استان خوزستان پرداخته مي شود.

در سر شماری عشایر کوچنده 1377 مرکز آمار ایران از مجموع 143845 نفر جمعیت 6 ساله و بیشتر عشایر استان خوزستان 59839 نفر ( 14.65 درصد) با سواد بوده اند.

از مقايسه بين رده هاي سني مختلف مي توان به نتايج بهتري دست يافت. ميزان سواد در گروه سني بزرگسالان ( شصت و پنج سال به بالا) 6.61 درصد ، ميانسالان (بيست و پنج تا شصت و چهار سال) 15.81 درصد، نوجوانان (يازده تا چهارده سال) 70.99 درصد مي باشد؛ شواهد نشان مي دهد در دهه پنجاه رشد سواد جامعه عشايري خوزستان حدود 2.5 برابر بوده و در همين دهه اسكان اختياري عشاير بختياري به صورت گسترده انجام گرفت. البته بايد توجه داشت عوامل ديگري نيز در اين وضعيت دخيل بوده اند اما به هر صورت بالا رفتن سطح سواد يكي از مهمترين دلايل اسكان اختياري بوده است.

انجام اين مقايسه بين ميانسالان و نوجوانان نشان از رشد 4.5 برابري سطح سواد دارد.

از تحليل اين آمار و با توجه به محدود شدن و كمرنگ شدن برخي از عوامل تسريع كنده اسكان در دهه پنجاه، در سالهاي آتي قطعا شاهد اسكان تدريجي عشاير بختياري خواهيم بود.

البته از منظر ديگر نيز مي توان به اين موضوع پرداخت.

فرزندان عشايري را از لحاظ سطح سواد به سه دسته مي توان تقسيم كرد.

گروه اول آن دسته از جواناني كه كه با ادامه تحصيل به جايي رسيده اند كه با توجه به مدرک تحصیلی عالیه وارد سازمان ها، ادارات، ارتش و ... می شوند و عملا دیگر به زندگی عشایری برنمی گردند.

گروه دوم كه اكثريت را تشكيل مي دهند آن دسته اي هستند كه بنا به دلايل مختلف نهايتا تا مقطع دبيرستان تحصيل كرده اند. بیشتر این افراد بعد از سال ها درس خواندن و دور بودن از زندگی عشایری دیگر قادر به انجام این نوع زندگی نمی باشند. تعداد خیلی اندکی از این قشر به اجبار زندگی عشایری و کوچ را انتخاب کرده و دوباره راه پدرانشان را ادامه می دهند.

گروه سوم افرادي هستند که تحصیل را تا مقاطع ابتدایی بیشتر ادامه نداده اند و یا اصلا درس نخوانده اند که بیشترین دلیل این کار نیز جبر خانواده و فقر در بین این خانواده ها می باشد. عده ی این افراد زیاد نیست ولی به اجبار راه پدرانشان را ادامه می دهند.

با کمی تامل به این نتیجه می رسیم افرادی که خواسته یا ناخواسته زندگی عشایری را ادامه خواهند داد با توجه به شرایط جامعه و سختی هایی که خود این افراد می کشند، هرگز به فرزندانشان توصیه نمی کنند که راه آنها را ادامه دهند.

حال با توجه توضیحات اندکي كه مطرح شد به راحتی می توان نتيجه گرفت که زندگی عشایری رو به افول است و شاید بار دیگر کوچ همه جانبه و دسته جمعی عشایر بختياري به سوی شهر های بزرگ (نظیر آنچه در سالهای حکومت پهلوی رخ داد) تکرار نشود، اما قطعا اسكان تدريجي جمعيت عشايري در شهرهاي بزرگ دور از ذهن نيست و این خود پيامدها و  آسيب هاي اجتماعي متعددي را به دنباي خواهد داشت .

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:30 توسط مجتبی هیودی |