زبان به عنوان ابتدایی ترین نماد یک قوم است. هر نوزادي بي آنكه اراده اي داشته باشد با زبان آشنا مي شود و بعد ها براي برقراري ارتباط از اين ابزار استفاده مي كند، بيان احساساتش به بهترين نحو تنها به زبان مادري امكان پذير است. زبان هر قوم تاثير به سزايي در پايداري و تعاملات فرهنگي آن قوم دارد و در چنين فضايي است كه شوونيسم زباني به عنوان خطري جدي براي اقوام و خرده فرهنگ ها مطرح مي شود.
وقتي پيشنهاد جالب نشريه اينترنتي لور به مناسبت روز جهاني زبان مادري را خواندم، به فكر افتادم كه اين پيشنهاد را به صورت يك بازي وبلاگي در بين دوستان وبلاگ نويس ادامه دهيم.
واضح است كه هر بازي بايد قواعد مخصوص به خود را داشته باشد. بازي زبان مادري به اين صورت است: نويسنده بايد در سه پاراگراف جداگانه يك آرزو ؛ يك اعتراف و يك دعا را به زبان مادريش بنويسد و در نهايت پنج نفر را براي ادامه بازي دعوت كند. البته پيشنهاد مي كنم حتي المقدور كوتاه بنويسيد تا كساني كه با شما اشتراك زباني ندارند مفهوم كلي نوشته هاي شما را درك كنند......
شروع بازي:
1- آرزو: زه اوسه كه ياد دارم هميشه دوس داشتمه يه ره وا پا خوم مسير رهرو عشاير ميوندنه روم تا او چيه كه گپو تعريف كردنه زه نزيك بوينم.
2- اعتراف: ايسه كه قراره يه اعتراف بكنم بل در مورد وبلاگ نويسي بو... حقيقتس بخوين يه چن وقتي هي كه احساس ايكنم فعاليت منه اينترنت هيچ سرانجامه نداره. يه دو ، سه ماهي هم وا خوم گودم كه دي والا اينترنت نيروم اما زه ايسا چه پنهون بيشتر روزا منه اينترنت بيدم فقط وبلاگه بروز نيكردم !!! يه جورايي به وبلاگ نويسي معتاد ويدمه و هر كاري ايكنم نترم تركس كنم.
3- دعا: خدايا به حق هشت و چهارت هر چه زيتر ايمانه زه اي چشم انتظاري درار و امام زمون(عج) به فرياد همه برسون.
در نهايت پنج نفر دوستان زير را به اين بازي دعوت مي كنم:
ابوذر رحيمي ؛ مهدي ويس كرمي ؛ محسن رحيمي ؛ علی زارعی ؛ هليا بهرامي